تبليغاتX
مجله پیک عدالت (سیاسی، اجتماعی و...)

مجله پیک عدالت (سیاسی، اجتماعی و...)

اینجا پنجره ای است از عدالت امروز، پس بیائید برای ایجاد یک تفاهم دست به دست هم بدهیم

اعزام هزار طلبه افغانی با طرح ایران در افغانستان

اعزام یک هزار طلبه افغانی با طرح ودستور  سازمان ارتباطات ایران درآستانه انتخابات ریاست جمهوری وشوراهای ولایتی افغانستان .

ایران شکست خورده دربازی های افغانستان ودرصدد جستجوی راهکار جدید .

درآستانه انتخابات درافغانستان ، جمهوری اسلامی ایران به تعداد یک هزار طلبه افغانی را تحت آموزش قرار داده تا درصحنه حساس انتخابات افغانستان حضوریافته وبا استفاده ازجلوه های تقدس ، تبلیغ به نفع کاندید مورد نظرایران نمایند تا حد اقل منافع ایران دردولت آینده افغانستان زیرپا نشوند و ازطرف دیگرفضای انتخاباتی را گل آلودسازند تا مثل گذشته حلقات سیاسی افغانستان را وابسته به ایران  نگهدارند  .

درین میان سوالات زیادی درذهن هرانسان متعلق به سرزمین بلادیده افغانستان پیدا میشود که بازهم ایران ازجان لاغر این ملت چه میخواهد ؟

آیا سه دهه ویرانی که باعث بربادی تمام زیربناهای افغانستان گردید کافی نیست ؟

آیا چنین عملکردها دخالت مستقیم درامورداخلی افغانستان نیست ؟

آیا طلبه های اعزام شده با توجه به تغییرات بوجود آمده ، چه دست آوردبرای جمهوری اسلامی ایران خواهند داشت  ؟

مصیبت اینجاست که هنوز وجدانهای بیگانه ازدردواندوه مردم وسرزمین وجود دارد که خود شاهد اشک یتیمان وبیوه زنان وپرپر شدن جوانان سرزمین خودش بوده وسلی های سنگین نیروی انتظامی ایران را بروی گونه های خشکیده جوانان افغان به چشم سرمشاهده کرده وبه شهادت رسیدن  مظلومانه مهاجرین افغان دراردوگاه سفیدسنگ را نظاره گربوده وبازهم دربرابر پول براحتی اجنت چنین دشمن دوست نما میشوند .

احمد میانجی یکی ازاعضای بلند پایه سازمان ارتباطات ایران دریک نشست مشترک با طلبه های افغانی بی شرمانه ازطلبه ها خواسته اند که دو ماموریت درپیش روی آنان ازلحظه وارد شدن به افغانستان است .

1 گل آلود نمودن مبارزات انتخاباتی وکمپاین به نفع آقای ....

2- جمع آوری تمام اطلاعات واسرار کشور وانتقال آن به سازمان ارتباطات ایران .

این اطلاعات به نقل ازیک طلبه افغانی که  درد ورنج مردمش را فراموش نکرده ، بدست آمده وازینکه وی چنین درکی را درقبال مردمش دارد وحاضربه ارائه معلومات درمورد ماموریتش گردیده ، لذا نویسنده این مطلب نیزبا امانت داری تمام  ازذکر نام آن خودداری مینمایند .

موصوف همچنین علاوه کرد دربدل این ماموریت پول هنگفتی به طلبه ها توسط سازمان ارتباطات پرداخت خواهد گردیده وبعد ازبازگشت به ایران ، تمام اطلاعات بدست آمده دردیتابیس اطلاعات ایران حفظ خواهندشد ودرهرمقطع ازاطلاعات موجود استفاده خواهند شد .

خوب :

انتخابات سپری شد ، واینکه این طرح ایران تا چه حدی تاثیر درتغییر نتایج انتخابات داشته وچه معلومات که درافغانستان نهفته بوده که به درد نظام تشنه اطلاعات ایران میخورده توسط مامورین اطلاعات ایران  به دربارمقدس مابان مواصلت ورزیده است . چندان مهم نیست ، زیرا عملکردهای ایران درسه دهه اخیر وحتی قبل ازآن درقبال مسایل افغانستان مبرهن وآشکاراست .

اما اینکه بازهم ایران میکوشند تا مردم افغانستان را به دودسته تقسیم نمایند ، یک دسته  را ربط نژادی داده ودسته دوم را با تاپه مذهب ، وابسته بخود سازند ودرهرزمانی ازهردوطیف همزمان استفاده نمایند ،

یقیناً آنان درین مقطع درافغانستان سخت دراشتباهند ونمیدانند که افغانستان امروز ، افغانستان 1373 نیست ودیگردام پهن شده تحت عنوان  نژاد ومذهب قادر به ازهم پاشی ساکنین این سرزمین نیستند وبا وجود همه مشکلات واختلافات موجود درکشور، افغانها حد اقل به این نکته پی برده اند که آنان متعلق به این کشورند واین کشور متعلق به آنان ومجبورند همدیگررا بپذیرند .

نکته دیگراینکه با توجه به کمرنگ شدن حضور ایران درصحنه های سیاسی ، اقتصادی وفرهنگی افغانستان وپیدا شدن حالت تنفرازایران وایرانی ها  درنزد شهروندان وتبعه افغانستان ، ایران را وامیدارد تا ازهروسیله برای احیای نفوذ سیاسی شان درافغانستان استفاده نمایند وبهترین وسیله طلبه های افغانی مقیم ایران میباشند . ومتاسفانه طلبه ها را چنان وابسته به زنجیر ولایت فقیه ساخته اند که اگریکروز نان وآب شانرا قطع نمایند ، آنان حاضر به انجام هرکاری میشوند .

واینجاست که طلبه های افغانی  بهترین گزینه برای ایران درراستای تطبیق برنامه های سیاسی شان میباشد وهمانطوریکه درگذشته ازین طریق مهرتحمیلی شانرا برپیشانی چین خورده افغانها تحت نام مذهب ونژاد کوبیدند .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 10:16  توسط پیک عدالت  | 

نگاهی به خشونت علیه زنان

نگاهی به خشونت علیه زنان

خشونت عليه زنان يك پديده‎ي جهاني مي‎باشد كه جاهليت كهن و استحمار جديد  به او روا داشته  و امروز هيچ كسي آن را انكار نكرده بلكه موجوديت آن را در سطح جهاني تأیيد مي‎نمايد كه در طول تاريخ حيات جامعه بشري، بر زن جفا رفته و گاهي اين نيمه‎ي پيكر جامعه  زنده به گور شده و گاهي هم در پشت فرهنگ‎هاي انحرافي و مبتذل شرق و غرب دست و پا زده و با او به عنوان  ملعبه‎ي جنسي رفتار صورت گرفته و وسيله ادفاع شهوت مردان بوده است.

و گاهي هم ديده شده كه از متن جامعه بشري مرداني بزرگي برخواسته ، بهشت را در زير پاي او نظاره كرده، ‌او را رحمت خدا دانسته و چهره‎هاي درخشاني از اين جنس تربيت نموده كه از دامن او مرد به معراج رفته و فرياد انسان بودن او را طنين انداز هميشگي تاريخ نموده  و علارغم موجوديت اين نگرشها با اوخشونت صورت گرفته و بر وجود او ستم روا داشته شده است.

قرنها زن مرده و افسرده در گورستانها، خرافه و فرهنگ‎هاي مبتذل و منحط شرق و غرب دست و پا زده  و در زير آسمان بلند و زمين سخت خون جگر خورده و چهره اشك آلود، ‌بدن كبود، قلب مغموم و روان نا آرام  او تصوير مستند از خشونت‎هاي متوالي و رفتارهاي خشن و غير انساني داشته است.

سه چهره از  زن:

در جهان امروز ما سه چهره‎ي  متفاوت از زن داريم كه هر كدام مجزا و مبرا از هم‎اند و هر كدام نمايانگر نگرشها و جهت‎گيري‎هاي  مختلف مكاتب، اديان، فلسفه‎ها و فرهنگ‎هاي  بشري نسبت به زن است:

الف: ‌چهره زن سنتي مقدسمآب: ‌چهره‎ي است كه دست پرورده سنت‎هاي  بومي‎، قبيلوي و ارتجاعي  جامعه‎اند‎، باورهاي ذهني‎شان را بیشتر از سنت گرفته‎اند تا از مذهب، ‌اين‎ها حامل برقه‎ها، ‌مفتخر از خانه نشيني و در تضاد با نوآوري‎هاي اجتماعي و حافظ باورهاي كهنه و فرسوده جامعه نسبت به خودشان،  قرار دارند. البته اين‎ها اين‎گونه بار آورده شده و اين  طرز ديد بالاي‎شان تحميل گرديده و دست پرورده انسان‎هاي بومي، بيسواد و جهان ناديده‎ي جامعه‎اند  كه با عقايد و افكار انحرافي و جاهلانه، زندگي بومي دارند.

ب: چهره دوم چهرهي زن مدرن و متجدد مآب. اين چهره قيودات سنت و مذهب هر دو  را درهم شكسته و اولين ار مغان او آزادي جنسي بوده و همچون جنس بي ارزش و بي ماهيتي در بازارها عرضه مي‎شود، ‌از وجودشان  سوء استفاده‎هاي جنسي صورت گرفته و فاحشه‎خانه‎ها ساخته مي‎شود و همچون ابزار مدافع شهوت مردان  در قبال پول در مي‎آيند. و يا هم شركت‎های توليدكننده كالا به خاطر تبليغات‎شان  از اندام برهنه آنان براي جلب مشتريان و فروش كالا استفاده مي‎نمايند.

ج: چهره سوم همان چهرهي زن واقعي. كه  با اين دو چهره و سيماي ديگر فاصله زيادي  داشته  و چهره زن درخشان زن در تاريخ بشر است كه در تاريخ الگوها و نمونه‎هاي  فراوان، بخصوص در اسلام  وجود داشته و چهره‎هاي  چون خديجه، عايشه، فاطمه و زينب برجسته‎اند  و او نه تحت تأثير سنت‎هاي بومي و سنتي  و نه هم در حيطه زن مدرن و گرايش‎هاي پوچ و مبتذل مدرن مآبانه‎ي عصر جديد است كه بنام آزادي زن برايش ساخته و تلقين مي‎گردد. زني كه داراي چهره انساني و ديني  است از خشونت‎هاي كه بالاي زن مدرن  و زن سنتي روا داشته مي‎شود نسبتا در امان بوده  و چهره واقعي زن در جهان هست. نه پيرو سنت‎هاي جاهلانه و نه هم مانند زنان مدرن به ابتذال كشانيده مي‎شود، در اين جاست كه بستر مناسب براي اعمال خشونت‎ها، همان چهره‎هاي اول و دوم زن در جهان بوده و چهره‎ي سوم "چندان ستم پذير" نبوده  تا "تكه‎ي  آهن ستم"روي آن توسط "چكش ستمگر"  كوبيده شود.

تعريف خشونت:

در تعريف خشونت گفته‎اند "هرگونه رفتاري كه اثرات سوء و ناگوار جسمي و رواني بالاي انسان (زن) ‌بجا بگذارد خشونت محسوب مي‎گردد "و يا به عبارت ديگر" هر نوع اعمال خشن بر عليه زن كه سبب آسيب‎هاي فزيكي و رواني در او شده و او را در رنج و عذاب گرفتار نمايند، خشونت ناميده مي‎شود".

از تعاريف فوق چنين برمي‎آيد كه تمام اعمال و رفتارهاي غير انساني كه جسم زن را مصدوم، ‌روح او را مجروح، انديشه او را مسموم، ‌زندگي او را ناگوار و يا جسم و روح او را در رنج و تعب اندازد، خشونت گفته مي‎شود. آنچه مسلم است اين است  كه خشونت عليه زنان در تمام ابعاد و طبقات اجتماعي  وجود داشته و در هر نسلي و هر زماني و مكاني  وقوع آن به صورت‎هاي متفاوت  موجود است.

انواع خشونت:

خشونت عليه زنان اكثرا توسط مردان خشن و بي‎عاطفه اعمال مي‎گردد چنانچه تاريخ خود شاهد تبعيض‎هاي  متعدد بوده و گاهي هم زن عامل خشونت بالای زن ديگر بوده است. باتوجه به نحوه‎ي وقوع خشونت، مي‎توان آن را به دسته‎هاي ذيل تقسيم بندي نمود‎:

1 خشونت جسمي:

متأسفانه خشونت جسمي يكي از شايع‎ترين انواع خشونت است كه از طرق مختلف در زمان‎ها و مكان‎های متفاوت برعليه زنان  اعمال مي‎گردد. و هر گونه رفتار خشن و بي‎رحمانه‎ي كه اثرات سوء بالاي جسم زن داشته باشد خشونت جسمي محسوب مي‎گردد مانند لت و كوب كردن، سوزاندن، زدن با اجسام، ‌كندن مو، گاز گرفتن، شكنجه، ‌قتل، ‌كسر استخوان و قطع يك عضو، زخم‎ها، كبودي‎ها، فشارها‎ي جسمي كه بعضا باعث سقط جنين مي‎گردد و غيره كه اثرات سوء بدني و جسمي  مرگباري بر جا مي‎گذارند.

تجاوز جنسي نيز نوع خشونت جسمي بوده كه بد ترين اثرات سوء جسمي و رواني بالاي زن مي‎گذارد كه در طول حيات او قابل التيام و جبران نيست و در عين حال اكثريت خشونت‎هاي جسمي بنا به دلايل احتمال  مجازان‎هاي شوهران و عدم اعتماد از دفاع قانوني پوشيده و پنهان مانده  و اثرات شوم رواني نيز به دنبال دارد.

2 خشونت رواني:

خشونت رواني و روحي عواقب خطرناكتري نسبت به خشونت‎هاي جسمي در پي داشته و معضلات لاينحل و جبران ناپذيري به بار مي‎آورد چنانچه انگيزه اكثريت خودكشي‎ها، خودسوزي‎ها و فرارهاي غيرمنتظره خشونت‎ها‎ي رواني مي‎باشند.

علاوه بر اينكه تمام خشونت‎هاي جسمي با خشونت‎هاي روحي توأم است مي‎توان توهين‎ها، تحقيرها، تهديدها، رفتارها و گفتارهاي قهرآلود و انتقام‎جويانه، منع از حرف زدن، نظر دادن و سخن گفتن و دشنام دادن‎ها را خشونت رواني محسوب كرد كه تأثيرات مرگبار و عواقب سياهي در پي دارند و اكثريت بيماران رواني قرباني خشونت‎هاي خانوادگي بوده و بيماري‎شان ريشه در آنها‎ها دارد.

خشونت‎هاي زباني كه در عين حال خشو نت‎هاي رواني‎اند، اثرات شوم روي روح  و روان زن بر جا گذاشته و شرافت، حيثيت، آبرو، ‌عزت و مهم‎تر از همه اعتماد به نفس او را به باد مي‎دهد كه ديگر در طول حيات، آنها را كسب نمي‎تواند، تا حدي كه زندگي براي او مفهوم نداشته و خود جان شيرينش را آتش مي‎زند.

خشونت‎هاي جسمي بعضا قابل رويت بوده و تحمل آنها نسبت به خشونت‎هاي رواني آسان‎تر مي‎باشد اما خشونت‎هاي روحي  به چشم ديده نشده و درك آن براي ديگران ممكن نبوده و تحمل آنها براي فرد خشونت ديده و مورد تبعيض قرار گرفته  نسبت به خشونت‎هاي جسمي به مراتب مشكل‎تر است.

3 خشونت مالي:

نبود منبع درآمد و استقلال اقتصادي، ‌رها كردن زن بدون سرپرست، ‌عدم پرداخت نفقه (مايحتاج زندگي)‎، جيره خوار بودن زن، سوء استفاده‎ها‎ي مالي از وجود و توانائي‎هاي زن، نمونه‎هاي خشونت مالي بوده كه زندگي زن را به جهنم سوزان تبديل نموده و او را به سوي فحشا و تن فروشي سوق مي‎دهد.

در حاليكه در شريعت اسلام مرد مكلف به پرداخت نفقه بوده و نيز براي زن حق داده شده كه سرمايه گذاري شخصي داشته باشد و همچنين مرد مكلف است كه مهريه زن (مهر مقدار مالی است که مرد به هنگام ازدواج با زن, به او می‎دهد و تعین مقدار آن با رضـــایت طرفین صـورت می‎گیرد)  را پرداخت نموده و در عوض كار كه در خانه شوهر انجام مي‎دهد و شير او كه براي طفلش مي‎دهد، بها پرداخت نمايد ولي از اين نواحي بر زن خشونت روا داشته شده و حقوق مالي‎اش پامال شده و به نسبت نداشتن استقلال اقتصادي تا آخر عمر زير فشارهاي سنگين مرد زندگي فلاكت‎باري را سپري مي‎نمايد.

4 خشونت در جنسيت:

تعصب‎هاي كه نسبت به دختران و زنان به نسبت زن بودن‎شان‎، روا داشته مي‎شود خشونت جنسيت است. چنانچه در اكثر جوامع و فاميل‎ها، تعصب در تغذيه برجسته بوده و براي پسران غذاي بهتر نسبت به دختران و زنان داده مي‎شود در حاليكه هر دو جنس از نظر فزيولوژي نياز به غذاي مناسب دارند. و همچنين امتيازات تحصيل، تفريح، لباس، مشاركت در امور اجتماعي به پسران داده مي‎شود  و در عين حال كارهاي سنگين و شاقه‎ي خانه، به دوش زنان و دختران گذاشته شده  كه  به سنگيني آن كسي اعتراف ندارد.

5 خشونت  اجتماعي:

خشونت‎هاي اجتماعي عبارت از رفتارهاي خشن، غيرانساني، غير قانوني و ناپسند اجتماعي است كه نسبت به زن صورت گرفته  و سبب فروپاشي شيرازه‎ي زندگي او در طول حيات گرديده و روان او را جريحه‎دار و انديشه او را فلج مي‎كند. نمونه‎هاي خشونت اجتماعي را مي‎توان چنين بر شمرد:

1 – ازدواج‎هاي اجباري كه دختران در تعيین شريك زندگي آينده‎شان حق و سهم نداشته و بدون نظر آنان والدين تصميم مي‎گيرند كه منجر به تنش‎ها‎ي فاميلي در آينده مي‎شود.

2 – ازدواج‎هاي زود هنگام. دختران قبل از اينكه به سن قانوني و درك انتخاب همسر برسند، ‌برداشتي و دركي از زندگي مشترك داشته باشند، به شوهر داده مي‎‎شوند كه ولادت‎هاي  زودهنگام را در پي داشته كه اكثرا منجر به مرگ مادر و طفل مي‎گردد.

3 – قاچاق و فروش دختران .كه در دو مرحله صورت مي‎گيرد يكي اختطاف و فروش آنان و يكي هم فروش آنان به صورت  ازدواج و اخذ گله يا شير بها توسط والدين.

4 – ازدواج در غياب. نيز در دو حالت انجام مي‎پذيرد يكي نامزاد شدن دختر در حاليكه طفل گهواره است و ديگري نامزاد شدن در حاليكه دختر شناختي از شريك زندگي خود نداشته و از موضوع در جريان قرار ندارد.

5 – بد دادن دختران، هرگاه در بين دو فاميل و يا دو قوم منازعه رخ دهد موسفيدان با دادن يك دختر توسط يكي از  طرفين  قضيه كه مجرم به نظر مي‎رسد به منازعه پايان مي‎دهند كه آن زن در طول حيات خويش رنج رواني كشيده و طعنه مي‎شنود و او ظرفي شده كه همان منازعه را در امتداد طول عمرش باخود  حمل مي‎نمايد.

6 – سر بدل دختران، كه اين خود يك  رسم ناپسند بوده و همواره ديده شده كه در درون قضيه‎ي سربدل زندگي  چهار نفر دست خوش خشونت‎هاي فاميلي گرديده و تنش‎هاي اجتماعي را به بار آورده است.

7 – زنان و دختران كه در فعاليت‎هاي اجتماعي سهم گرفته‎اند، طعنه‎هاي زبان جامعه سنتي را به خود اختصاص داده‎اند كه اين خشونت را جامعه با رسوم ناپسند خويش بر جنس زن روا داشته است.

8 – زنان در اكثريت جوامع بومي افغان زنداني بوده و حق بيرون رفتن از خانه برا ي‎شان داده نمي‎شود در حاليكه اسلام تنها اجازه شوهر را براي بيرون رفتن زن از خانه شرط مي‎داند كه احتمال خطر و به فساد كشانده شدن زن وجود داشته باشد  نه در همه حالت كه متعصبين  درك كرده‎اند.

9 – جلوگيري از رفتن دختران به مكتب، بخصوص دختران جوان و قرنطين شدن آنان در زاويه‎هاي خانه‎ها توسط سنت‎هاي بومي و قومي.

10 – نارضايتي از تولد دختر در فاميل. در جاهليت عرب هرگاه در فاميلي دختر متولد مي‎شد، چهره‎ي مرد سرخ گرديده و تنفر خود را نشان مي‎داد. جامعه ما نيز بعضا شباهتي به جاهليت عرب در اين مورد دارد.

اين‎ها همه نمونه‎هاي خشونت‎اند  كه جامعه ما به صورت‎هاي گوناگون  به زن روا داشته و نيمه‎ي پيكر جامعه را فلج ساخته است. اُف  بر تو اي جامعه ناآگاه و جاهل بشري كه پرده‎هاي تعصب و جهل چشمانت را كور ساخته و از ديدن حقايق عاجز هستي، واي بر تو اي جامعه اسلامي دروغين و انسان خشن كه در پاي انديشه‎هاي كثيف تو انسانيت قرباني شده  است.

عوامل خشونت:

عوامل خشونت در جوامع مختلف بشري متفاوت  بوده و ممكن است آنچه در جهان غرب عامل باشد در جوامع شرقي غير آن، اما با توجه به جوامع شرقي بخصوص كشور ما افغانستان عوامل خشونت عليه زن گزينه‎هاي ذيل محسوب مي‎شود:

1 –تبعيض جنسي، موجوديت تفاوت‎هاي مرد و زن از لحاظ جنسي در زندگي. و به گفته يكي از دانشمندان "خشونت هم در تبعيض ريشه داشته و هم بدان دامن مي‎زند".

2 – عدم استقلال اقتصادي و وابستگي مالي و مادي زن به مرد.

3 – قرائت‎هاي منفي و نادرست از دين و برداشت‎هاي غلط از دساتير و فرامين آن نسبت به زن.

4 – موجوديت سنت‎هاي انحرافي، ‌جاهلانه، غيرمنطقي، غير ديني، و بومي جامعه.

5 – موجوديت خشونت‎هاي فاميلي كه اطفال ذكور شاهد آن بوده و در بزرگي از پدران‎شان تقليد نموده و نحوه‎ي برخورد آنان را نسبت به زنان الگو مي‎گيرند.

6 – فقر و تنگدستي، چنانچه در فاميل‎هاي كه استعمال مواد مخدر بيكاري، فقر و تنش وجود دارد خشونت نيز گستر ده است.

7 – تأثيرات فرهنگ خشونت و رفتارهاي خشن كه جامعه ما در طول جنگ‎هاي متوالي شاهد بوده و تجربه كرده است.

8 – بي‎سواد بودن زنان و عدم درك آنان از زندگي مشترك. اين موضوع در زمينه‎سازي عوامل خشونت مهم مي‎باشد ولي متأسفانه غالبا نويسندگان ما بدان اشاره نمي‎كنند در حاليكه در بسياري از موارد جهالت و ناداني زن باعث وقوع خشونت‎هاي فاميلي گرديده و خودش با دست خود، خود را در باطلاق خشونت كشانيده است.

9 – نمايش فلم‎هاي خشن. كه در اين فلم‎ها اكثرا رفتار خشن به زنان صورت گرفته و بيننده را وادار به رفتارهاي آنگونه و الگوبرداري مي‎كند.

10 – قدرت و سلطه‎جویي مرد. اكثرا مردان هراسي كه از بيراهه رفتن زن دارند، در عوض اينكه به رفتارهاي منطقي و عقلاني بپردازند به خشونت متوسل مي‎شوند و از جانب ديگر خود را فرد مقتدر در فاميل يابيده و زن را كاملا متيع و فرمان‎بردار ديده و دست به خشونت عليه او مي‎زنند.

اين‎ها از عوامل خشونت در بسياري از جوامع ما بر شمرده شده  و در شكل‎گيري و تداوم خشونت دخيل‎اند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 10:9  توسط پیک عدالت  | 

ایران عامل سه دهه ویرانی در افغانستان

ایران عامل سه دهه ویرانی در افغانستان

افغانستان با داشتن منابع سرشار طبيعي ومردم صادق وزود باور درطول تاريخ مورد هجوم مستقيم وغير مستقيم ازطرف ابر قدرتها وبخصوص همسايگانش قرار گرفتند.

اما آغاز انقلاب 1357 كه با دخالت مستقيم ايران تحت عنوان دفاع ازحريم اسلام، يكبار ديگر چهره كبود اين سرزمين مصيبت زده را كبود ترساختند.

خروج نيروهاي شوروي ازين كشورفرصتي را براي ايراني ها بوجود آورد كه آنان نيز با استفاده ازين فرصت بطور بي رحمانه آنچه كه مي‎خواستند در ميدان عمل گذاشتند.

عده از مردم و تنظيم‎هاي اين كشور را ربط نژادي دادند و عده ديگر را با تاپه مذهب و ولايت فقيه رنگ نمودند، افغانها كه نمي‎دانست چه طرحي وحشتناكي براي آنها كشيده شده و چه سرنوشتي شومي در انتظار‎شان هست، بي باكانه به جان همديگر افتادند و چنان وحشتي و ويراني درين كشور رونما ساختند كه نسل‎هاي آينده را مجبوراً به دنبال عاملين اين فاجعه مي‎كشانند.

حمايت از اداره انتقالي آقاي رباني توسط ايران كه در حقيقت طرحي بود براي به هميشه نگهداشتن افغانستان به عنوان سر زمين در خون و آتش و اين صحنه نه تنها فرصتي بود براي ايراني‎ها بلكه همسايه ناخلف ديگر نيز خود را بي‎بهره احساس كردند و در صدد راه‎اندازي تشكل بنام طالبان بر آمدند و وحشي‎ترين موجود را از نقاط مختلف پاكستان سازماندهي و با طرحي از پيش تعيين شده توسط ISI وارد صحنه كار و زار در افغانستان نمودند.

اين صحنه نيز فرصت را براي ايراني‎ها بيشتر مهيا ساخت، و وابستگي مردم و تنظيم‎هاي افغانستان را به ايران چندين برابر نمود، و صحنه مطابق به ميل ايراني‎ها خلق شد، سيل از افغانهاي گرسنه و پا برهنه در مرزهاي ايران سرازير شد، صدها جوان، طفل، پير مرد و پير زن  در اردوگاه‎ها و خوابگاه‎هاي مناطق مرزي با افغانستان كه مستقيماً توسط اطلاعات ايران رهبري مي‎گرديد، از فرط گرسنگي و بعضاً با شكنجه‎ها جان‎هاي‎شان را از دست دادند و حتي در مسير تفتان و زاهدان كه مسير است  صعب العبور و از آنجا قاچاقبران مرزي به همكاري نيروي انتظامي ايران مهاجرين را به طور قاچاق عبور مي‎دادند، جنازه‎هاي مظلوم‎ترين بشر تاريخ (افغانها) روزها زير آفتاب داغ مانده‎اند و اين يك حقيقت مسلم و تلخ است براي مهاجرين كه از اين مسير به ايران رفته‎اند، هيچگاهي افغانهاي كه حتي يك روز به ايران زندگي نموده، جنايت و قصاوت كرسي‎نشينان رساله به دست را فراموش نخواهند كرد سلي‎هاي سنگين بسيجي‎ها و به اصطلاح سر بازان ولايت فقيه برگونه‎هاي  خشكيده و باد خورده جوانان افغان هر روز شدت مي‎يافت، در كمتر تاريخ مهاجرت جنايت دردناك و هويدا نظير فجايع اردوگاه سنگ سفيد و تل سياه  به ثبت رسيده است و صدها موارد شكنجه‎هاي روحي و جسمي بالاي جسم مجروح افغان‎ها تحميل گرديد، حق تحصيل و كارمناسب از آنان گرفته شد، با همه اين رفتارهاي غير انساني زمامداران ايران در برابر افغانهاي مهاجر، آن روز نه سازمان ديدبان حقوق بشر وجود داشت كه از نقض حقوق بشر نظارت نمايند  و نه كميساري عالي  ملل متحد در امور پناهنده‎گان كه فرياد گلوگير مهاجرين را بشنوند.

اما از زاويه ديگر تنش‎هاي داخل افغانستان توسط اطلاعات ايران كه مستقيماً از مجلس خبره‎گان رهبري هدايت مي‎گرفتند، چنان ماهرانه داغ و داغ‎تر مي‎گرديد  كه هر روز بر نابودي  ريشه‎هاي فرهنگي و افتصادي اين كشور افزوده مي‎شد.

 جوانان افغانستان به درستي به اين مقوله پي برده‎اند كه درست طالبان توسط پاكستان و بعضي كشورهاي كه خواب منابع سرشار طبيعي و فرهنگي افغانستان را مي‎ديدند تشكيل گرديده و مور حمايت قاطعانه و همه جانبه قرار داشت، اما زمينه حضور اين تشكل توسط ايران فراهم گرديد، پس عامل اصلي جنايت در افغانستان نظام مونوكراسي و تيوكراسي ايران است و بايد بهاء بپردازد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 10:5  توسط پیک عدالت  | 

از رساله مذهبی تا تبلیغ سیاسی

از رساله مذهبی تا تبلیغ سیاسی

در روزهای اخیر در میان دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک کابل کتابی تحت نام «رساله آموزشی طبق فتوای آیت الله خامنه‎ای» توزیع گردید که جای بس تأمل دارد. این کتاب که فقط نام مؤلف و مؤسسه ناشر آن در آن ذکر گردیده با تیراژ 25000 جلد چاپ گردیده و در آن هیچ نشانی از مرکز پخش و حتی شماره ثبت در کتابخانه ملی ایران یافت نمی‎شود دقیقاً برعکس سایر کتاب‎های چاپ شده در ایران.

این کتاب در حالی میان دانشجویان کشور توزیع می‎گردد که اکثر دانشجویان به آن نیازی احساس نمی‎نمایند ولی با وجود آن این کتاب بدون شناسایی عوامل آن به آسانی در لیلیه دانشجویان توزیع می‎گردد و هیچ کس هم نمی‎داند عوامل توزیع کننده کیست و چرا؟ به نظر این قلم توزیع این کتاب بیشتر جنبه سیاسی دارد تا دینی چرا که این بر تمامی امت اسلامی است که احکام اسلامی خویش را بیاموزند و مطمئنا دانشجویان کشور با اکثریت مسایل مطرح شده در این کتاب آشنایی داشته و دارند و البته ناگفته نماند که مهمترین بخش این کتاب مبحث ولایت فقیه است که جای بی‎تأمل دارد و باید به آن پرداخته شود.

از آنجایی که این کتاب بر اساس نظرات آیت الله خامنه‎ای تألیف گردیده این مسأله بسیار حائز اهمیت است.

در این مبحث شاخصه‎های ولی فقیه را به طور کامل معرفی ننموده و در آن توضیح داده شده که در این مورد به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مراجعه شود.

نظر ولی فقیه در دو مورد مسائل مهم و عمومی امت اسلامی، نسبت به نظر دیگر مجتهدین ارجعیت دارد و جالبتر از همه اینکه اگر کسی بر اساس مستندات علمی و قابل قبول با ولایت فقیه مخالفت نماید و ولایت فقیه را قبول نداشته باشد نباید اندیشه خویش را تبارز داده و در میان امت اسلامی به حکم ولی فقیه ابراز انتقاد کند. و بسیاری موارد از این دست.

به هر ترتیب سئوال اینجاست که چرا این امر اتفاق افتاده و رهبران ایران چرا اقدام به ارسال این کتاب آن هم برای قشر دانشجوی کشور نموده است؟

این امر بعد از اتمام جنگ‎های داخلی در افغانستان اتفاق می‎افتد، زمانی که جامعه جهانی در کشور جهت برقراری صلح حضور پر رنگ داشته و کشور ما هر روز به سمت استقلال مذهبی به پیش می‎رود. کشوری که در تمامی مذاهب رسمی آن علمای فرزانه‎ای وجود داشته و همیشه در کنار مردم هستند و از مشکلات مردم، شرایط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و... به خوبی آگاهی داشته و آن را لمس می‎نمایند. زمانی که رفته رفته از تأثیر پذیری جامعه افغانی از مراکز دینی خارج از کشور کاسته شده و به سئوالات دینی اتباع کشور توسط هموطنان‎شان در داخل کشور پاسخ‎های مناسبی ارائه می‎گردد. که این مسایل برای حکومت ایران که از دین به عنوان پلی برای رسیدن به اهداف خویش استفاده می‎نماید چندان خوشایند نیست. اکنون جامعه ما این حقیقت مسلم را دریافته‎اند که حکومت ایران گرچه شعار اسلام بدون مرز را همیشه و همیشه سر می‎داده است اما باز هم این اسلام همیشه در مرزهای جغرافیایی ایران خلاصه می‎شده است به عنوان مثال آیت الله سید صادق شیرازی در کتاب توضیح المسائل خویش درج نموده بود: «تمامی امت اسلامی باهم برادر هستند و ممالک اسلامی یک کشور محسوب می‎شوند جز در موارد که حاکم شرع اعلام نماید.» و عبارت از حاکم شرع همان ولایت فقیه است که به نظر می‎رسد مجتهد هذا این حکم را بسیار با احتیاط صادر نموده باشد که جای بسیار ناگفته‎ها دارد.

اما این حاکم شرع و ولی امر مسلمین آیت الله خامنه‎ای چه ربطی به کشور افغانستان دارد؟ آیا حکومت افغانستان اسلامی نیست؟ اگر نیست پس چرا ما در هر جایی که صحبت از نظام حکومتی افغانستان می‎نماییم جمهوری اسلامی افغانستان می‎گوییم؟ اگر اسلامی نیست باید خودفریبی ننماییم و پیشوند اسلامی را برداریم. اگر هست و مادر کشور خود عالمان اسلامی زیادی داریم که نسبت به علمای سایر کشورهای همسایه از مقام علمی بالاتری برخوردارند (که داریم) چرا باید این کتب در دانشگاه‎های کشورمان توزیع گردد که کمترین پیامد آن را می‎توان مخدوش ساختن ذهن نسل جوان دانست. مخصوصا در باره مسأله حضور جامعه جهانی که بر ضد منافع ایران است.

یکی از دوستان بسیار نزدیک من که یکی از علمای دین نیز است و خود در مدارس دینی تحصیل نموده اذعان داشت که در سیاست ایران همیشه حول مصور منافع ایران (آن هم سردمداران نظام) می‎چرخد) اما سئوال اساسی این است که در نظام ایران، اسلام چه جایگاهی دارد؟ سیاست ایران، سیاست یک بام و دو هواست. و به طور واضح‎تر با این ضرب‎المثل هزاره‎گی مطابقت دارد: «؟ لخشومی قد گنده» به ظاهر آراسته، در باطن متعفن، چرا ماباید به ناحق مارک تابعیت از ولایت فقیه را بخوریم. آن هم شخصی که بیشتر شبیه به یک دیکتاتور است و نمونه بسیار واضح این دیکتاتوری را در انتخابات اخیر ایران مشاهده نمودیم. چرا اگر شخصی بر اساس مستندات علمی با ولایت فقیه مخالف است نباید ابراز عقیده نماید. که خود این مسئله با آزادی بیان در تضاد کامل است چرا برای روشن‎فکرانی چون دکتر عبدالکریم سروش، مفسر قرآن و نهج البلاغه جایی نیست و به آمریکا مهاجرت می‎نماید.

اگر آمریکا مخالف مسلح شدن ایران به سلاح هسته‎ای است چه ربطی به افغانستان دارد. کشوری که بعد از سالهای خفقان و تاریک رو به سوی آزادی گذاشته و مذهب جعفری برای اولین بار در آن رسمی اعلام شده است. اگر جامعه جهانی به کمک مردم ما نمی‎آمد آیا اینن امر ممکن بود و طالبانی که پیروان مذهب جعفری را کافر می‎خواندند ایشان را اجازه زنده‎گی می‎دادند.

توزیع چنین کتاب‎هایی بیشتر جنبه تبلیغی داشته، تا ایران بتواند با سلطه دینی بر مردم افغانستان منافع خویش را تامین نموده و مردم افغانستان را وابسته به خویش نگاه دارد و وزارت محترم فرهنگ و مرزبانان ما به جای به آب انداختن کتبی چون «نهج‎البلاغه، اصول کافی و نویسنده‎های مطرحی چون جواد خاوری» که یک جوان افغان وطن‎پرست است، باید جلو ورود یک چنین کتاب‎هایی را بگیرد که یقیناً برخی آن را مبارزه با مذهب جعفری تلقی خواهند کرد اما در واقع آن را تلاش حکومت برای رسیدن به استقلال مذهبی باید دانست که تا کنون صورت نگرفته است و امیدواریم من بعد این مسئله به دقت مورد ارزیابی قرار گیرد. هرچند آزادی عقیده پدیده معقولی است اما سوء استفاده از عقاید مردم و در واقع فریب مردم به نام اعتقادات و دین شان کاری ناپسند و نابجاست.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 10:2  توسط پیک عدالت  | 

چاه کن در چاه است

چاه کن در چاه است

ضرب‎المثلی معروفی است که گفته‎اند «چاه کن در چاه است» حال همین مساله در مورد پاکستان صدق می‎کند، درست همان چاهی را که پاکستان برای افتادن افغان‎ها کنده بود حال خود در همان چاه افتاده است. یعنی پاکستان همان طالبانی را که به خاطر بی‎ثبات ساختن افغانستان و یا به منظور افتادن افغانستان در زیرسلطه پاکستان ساخته بود حال خود در دام انتحار طالبان و القاعده گرفتار گردیده است، که به آسانی جان از آن سیاه چاه بیرون برده نمی‎تواند.

همان طوری که پاکستان در ساز و برگ احزاب جهادی نقش عمده و اساسی داشت، نقش و سهم قابل توجه در تشکیل و به وجود آوردن طالبان نیز داشت. چون یکی از تلاش‎های پاکستان این بود که در افغانستان حکومت و یا حالتی به وجود بیاید که به نفع سیاست‎های اقتصادی پاکستان تمام شود و از طرف دیگر پاکستان همواره کوشیده است که افغانستان و هند، رابطه خوبی نداشته باشند. که این یکی از سیاست‎های دراز مدت پاکستان بود اما آن طوری که امروز شاهد حملات انتحاری و غیر انتحاری طالبان در پاکستان هستیم چنین فهمیده می‎شود که پاکستان در سیاستی که در زمینه ناآرام ساختن افغانستان اتخاذ کرده بود آهسته آهسته ناکام می‎شود. دقیقاً همان حالتی را که در افغانستان به وجود آورده بود حال خود درگیر همان حالت شده است.

ناکامی این سیاست پاکستان ممکن هیچ تغییری را در وضع افغانستان به وجود نیاورد چون موضوع تروریسم و القاعده امروز به یک مشکل جهانی تبدیل شده است و از طرف دیگر پاکستان ممکن در جست‎وجوی اتخاذ سیاست‎های دیگر به منظور ناآرام ساختن افغانستان به نفع پلان گذاری‎های اقتصادی خود باشد. چون یگانه کشوری که جرنگانه و پرنگانه پاکستان را می‎خرد افغانستان است و بیشترین اموال صادراتی پاکستان در افغانستان می‎آید. بنابراین اگر افغانستان به یک کشور آرام و قوی تبدیل شود دیگر، اموال تجارتی پاکستان مثل گدی گگ‎ها، ساجق، تفنگ‎های پلاستیکی... هیچ خریدار ندارد. چون پاکستان می‎اندیشد که اگر صلح دایمی در افغانستان بیاید آهسته آهسته افغانها صاحب تکنالوژی خواهند شد. به همین سبب دولت‎مردان پاکستانی همواره سیاستی نادرستی را در رابطه افغانستان اتخاذ نموده‎اند.

ما شاهد هستیم که پاکستانی‎ها برای اینکه هویت‎زدایی کند و تاریخ چند هزار ساله سرزمین ما را نابود کنند، آثار تاریخی ما را به غارت بردند و به منظور نابودی افغانستان گاه احزاب‎های مختلف را ساختند و گاه هم در صدد ساختن حکومت طالبانیسم در افغانستان شدند و می‎خواستند که در افغانستان حکومتی را به وجود بیاورند که به عنوان قوه فشار علیه هندوستان استفاده بتواند.

ضرب‎المثلی دیگری است که گفته‎اند: «خود کرده را نه درد است و نه درمان» در واقع پاکستان ماری را در بین آستینش پرورش داد که حال به جان خودش سر بالا کرده است و پاکستان در نتیجه حملات انتحاری و بمب‎گذاری طالبان صدها قربانی به جا گذاشته است و در آتش دست پرورده‎هایش می‎سوزد. و حال چاره‎ای جز نابودی طالبان ندارد. و خوابی که پاکستان در قبال افغانستان دیده بود به واقعیت تبدیل نه شد، و طالبان بلای جان خودشان شد، حال ناچار است که ضربات کوبنده را بر طالبان- که خود چند سال قبل به وجود آورده بود- وارد نماید و در غیر آن چاره دیگر ندارد. اگر پاکستان طالبان و تروریستان را نابود نکند و حملات انتحاری را مهار نسازد آن گاه  پاکستان به یک سرزمین خون و آتش تبدیل خواهد شد. طوری که حملات انتحاری در این روزها گسترش یافته است حتا به خاک ایران هم سراید کرده است که در حمله انتحاری هفته قبل در ایران بیشتر از 50 نفرکشته و بیش از150 نفر زخمی گردید، که ایران در این حمله پاکستان را متهم کرده و گفته است که حاملین این حمله را در هر کجا که باشد پیدا خواهند کرد.

 اما طوریکه مشاهده می‎شود پاکستان به تنهایی توانایی نابودی و ریشه‎کن ساختن القاعده و تروریسم را در پاکستان و منطقه ندارد،  زیرا حملات خطرناکی انتحاری در پاکستان صورت گرفت که حتا مکاتب را تعطیل کرد. و از این چنین فهمیده می‎شود که القاعده و تروریسم به یک مشکل جهانی مبدل گردیده که خطر تروریسم امروز نه تنها متوجه افغانستان، پاکستان و منطقه است، بلکه بیشترین خطرات آن متوجه جامعه جهانی نیز می‎شود.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 9:57  توسط پیک عدالت  | 

سرمقاله شماره ۲۶

سرمقاله شماره ۲۶

پرسشي كه مطرح مي شود اين است كه چرا انتخابات به دور دوم رفت؟ چرا نتيجه انتخابات بسيار دير اعلان شد؟. زيرا موضوع انتخابات دور اول به يك مساله پيچيده تبديل شده بود. كه به نحوي افغانستان را به سوي بحرانهاي سياسي، اقتصادي ،اجتماعي... دامنه دارسوق ميداد. اما با وجود اين هم  آقاي كرزي باخون سردي رفتن انتخابات را به دور دوم پذيرفت. واعلام داشت كه مردم افغانستان براي دوردوم كه به تاريخ 16 عقرب سال جاري داير ميگردد، آمادگي بگيرند به گفته كرزي انتخابات رياست جمهوري افغانستان به دو دليل به دور دوم رفت. اول اينكه رقباي كرزي، كه راي كم به دست آورده بودند بيشترين تقلب را به كرزي نسبت ميدادند درحاليكه اگر خود شان بيشترين راي را به دست مي آوردند ممكن چنين سروصدايي را به راه نمي انداختند. ديگر اينكه يك عده ديگر كه ازعبدالله عبدالله پشتيباني مي كنند حتا نتيجه انتخابات را مشروع نمي دانستند بناءً روي همين دلايل انتخابات به دور دوم رفت.درحاليكه اين بار هم هيچ ضمانتي وجود ندارد كه تقلب صورت نگيرد.

اگر دردوردوم هم كرزي مثل دور اول آراي بيشتري را كسب نمايد، آيا رقيبش عبدالله عبدالله به رياست جمهوري وي  با يك ديد مثبت نگاه خواهد كرد. يا اينكه مثل دور اول براي كشاندن انتخابات به دورسوم چانه زني خواهد كرد؟ويا اينكه طرفداران عبدالله باز هم حكومت كرزي را غيرمشروع ميدانند؟ حال ديده شود كه انتخابات پيش رو چگونه برگذار مي گردد وانگشت تقلب به سوي كي دراز مي شود؟

اگربه نفس وماهيت انتخابات قبلي برگرديم به اين نتيجه مي رسيم انتخابات درافغانستان پرمصرف ترين پديده است، كه دراين راه پولهاي گزاف به مصرف مي رسد. به طورمثال: درنتيجه اعلان نه شدن انتخابات 29 اسد حدود 4،1 ميليون دالر دولت افغانستان متضرر شده است وقيمت مواد خوراكي چه قدر صعود نموده وبه چه اندازه تجار وكسبه كاران را متضرر ساخته است. كه درحقيقت ضربه اين همه را مردم افغانستان متقبل مي شوند.

از طرف ديگر اگر پديده انتخابات را درافغانستان آسيب شناسي كنيم مي بينيم كه برگذاري اين گونه انتخابات درافغانستان زمينه را براي يك عده آدمان كه مثل مگس براي به دست آوردن پول رخ مي شويند، مساعد مي كند كه درحقيقت كساني هستند كه هيچ گونه احترامي به ارزشهاي دموكراسي و راي مشروع مردم ندارند و به خاطر پول و يا براي به دست آوردن قدرت دركابينه بعدي، دست به تقلب مي زنند. درحاليكه آقاي كرزي چندي قبل اعلام داشت كه كساني كه مرتكب تقلب مي شوند بايد محاكمه شوند و مطابق قانون برايشان جزا داده شود. وهمين گفته را آقاي عبدالله هم تكرار كرد. حال ديده شود كه آيا تقلب كاراني كه از همين اكنون درفكر تلقب كمر بسته اند محاكمه ويا زنداني خواهد شد ياخير؟ در حالي كه  هركدام از آنان طرف مقابل را به تقلب متهم مي نمايند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 9:55  توسط پیک عدالت  | 

گویش هزارگی زبان جداگانه هست،....

آیا گویش هزارگی زبان جداگانه هست، یا یکی از لهجه های گفتاری فارسی ـ درسی؟

گفتمان زبان شناسی و ادبیات زبانی، بحث ریشهء مهم و عمیق هست با مسوُلیت سخت و سنگین، دانشمندان زبان شناس و استادان ادبیات و دستور زبان فارسی (دری) باید با کالبد شکافی دقیق زبان وبستر فرهنگی و ادبی آن پرداخته و موضع را از طریق کار شناسی، ریشه یابی و تشریح و توضح نمایند، که آیا می‎توان لهجه‎ها را جز زبان و یا زبان را جز لهجه‎ها و یا لهجه را زبان مستقل دانیست یا خیر؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 19:20  توسط پیک عدالت  | 

فرصت طلبی دیگر ایران

در چند روز اخیر صحبت‎هایی بر سر زبان‎ها بود مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی ایران مرز خویش را در بندر اسلام قلعه (دوغارون) به روی مراجعین باز گذاشته و از اتباع افغانی که قصد ورود به خاک این کشور را دارند هیچ‎گونه مدرکی مطالبه نمی‎نماید. صرفاً از آنان مبلغ 5000 افغانی اخذ و در بدل آن برای‎شان نامه‎ای صادر می‎نمایند که با آن به سهولت به تمام نقاط ایران تردد و گشت‎گذار نمایند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 19:16  توسط پیک عدالت  | 

هنر خواستن

هنر خواستن

معصومه حسنی

قسمت كليدي براي به دست آوردن هر چيزي دانستن نحوه صحيح درخواست آن است. راه‎ها و فنون مختلفي براي بيان منظور به صورت واضح و متقاعد كننده وجود دارد. در اين مقاله قواعدي بيان مي‎شود كه به شما در آموزش نحوه صحيح درخواست كمك زيادي مي‎كند.

1ــ قبل از خواستن چيزي؛ تكليف خود را روشن كنيد.

قبل از هر كاري بايد بدانيد و مطمئن باشيد چه مي‎خواهيد. اين اولين مرحله و مهمترين مرحله از خواستن است. قبل از اينكه حتي يك كلمه بگوييد فكر كنيد دقيقاً چه مي‎خواهيد. متقاضيان ناموفق اغلب اين قسمت را ناديده مي‎گيرند. اگر با اين روش جلو برويد در حين اينكه مي‎خواهيد درخواست خود را مطرح كنيد كلمات گيج كننده را بيان خواهيد كرد و در صحبت‎هاي شما شك و دو دلي نمايان خواهد شد. نتيجه چنين تقاضايي گيج شدن مخاطب شماست.

2ــ احساسات منفي طرف مقابل را تحريك نكيند.

يكي ديگر از موقعيت‎هاي آشفته‎اي كه بعضي افراد دچار آن مي‎شوند. اين است كه تقاضاي كار يا چيزي را مي‎كنند كه واقعاً به آن احتياج ندارند. بهتر است كه خواسته خود را به گونه‎اي مطرح كنيد كه مخاطب شما اين احساس را پيدا نكند كه شما با او لجبازي مي‎كنيد.

به عنوان مثال به جاي اينكه بگويند: «من اين جمعه احتياج به استراحت دارم» مي‎گويند: «اين جمعه نمي‎خواهم كار كنم.» يا به جاي اينكه بگويند: «لطفاً اين فورم‎ها را پر كنيد» مي‎گويند: « دلم نمي‎خواهد وقتي برگشتم اين فورم‎ها پر نشده باشد»! با اين گونه جملات مخاطب شما به سمت احساسات منفي كشيده مي‎شود. و عملاً شما او را به سمتي سوق داده‎ايد كه بر سختي با روحيه مثبت كار شما را انجام دهد.

  3ــ بدانيد از كه بخواهيد.

براي اينكه به هدف خود برسيد بايد بدانيد كه از چه كسي درخواست كنيد. اگر بايد سلسله مراتب را رعايت كنيد اين كار را بكنيد. و اگر به دنبال شخصي براي انجام كار خود هستيد ابتدا ببينيد آيا خودتان مي‎توانيد آن را انجام دهيد. فكر كنيد از كسي كه درخواست مي‎كنيد توانايي انجام آن را دارد؟

  4ــ بدانيد چه موقع بخواهيد.

هميشه براي هر تقاضاي يك موقعيت بهتر وجود دارد. شايد آن موقعيت بهتر اكنون باشد و شايد يك روز ديگر. ولي اولين چيزي كه به آن بايد توجه كنيد اين است كه درخواست خود را به صورت خصوصي مطرح كنيد يا در جمع. بعضي افراد وقتي از آنها تقاضايي را در جمع مطرح مي‎كنيد گيج مي‎شوند مخصوصاً اگر مسأله خصوصي در ميان باشد.

هنگام مطرح كردن تقاضاي خود توجه كنيد كه آيا او در آرامش و راحتي باشد. اين عامل هم مي‎تواند در نحوه پاسخ دادن وي به درخواست شما مؤثر باشد.

  5ــ زياد توضيح ندهيد.

به جاي اينكه سعي در توضيح بيش از حد و توجيه تقاضاي خود داشته باشيد. درخواست خود را واضح و مختصر بيان كنيد.

  6ــ با التماس چيزي را درخواست نكنيد.

به سادگي بگوييد «من به مرخصي نياز دارم» يا بگوييد «من بايد 2 روز مرخصي بروم» بدين روش قبول درخواست شما گارانتي مي‎شود.

7ــ ناله نكنيد.

با ناله كردن فقط ضعف خود را نشان مي‎دهيد. پس بهتر است به سادگي و به اندازه نياز صحبت كنيد.

8ــ بله يعني بله

يك بار كه جواب مثبت گرفتيد تشكر كنيد و آنجا را ترك كنيد. بعضي افراد بعد از گرفتن جواب مثبت شروع به تفسير و توجيه مي‎كنند و اين دقيقاً كاري است كه نبايد انجام دهند.

با رعايت 8 قانون فوق «هنر خواستن» را آموخته‎ايد. حال بهتر است اين قوانين را به كار گيريد تا اثر آن را خود مشاهده كنيد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 19:13  توسط پیک عدالت  | 

قلم و کاغذ

 

قلم و کاغذ زندگی من است

البته به بهانه تو!

            وقتی قلم به دست می‎گیرم

            می‎خواهم هرچه واژه‎ هست روی کاغذ نثار تو

            کنم، اما ...

دیگر نمی‎توانم، شاید کاغذ و قلم زیبایی قبلی را ندارد، هرچه می‎نویسم مچاله می‎کنم می‎ریزم دور و از هرچه نامه هست متنفرم!

اما نه! می‎بینم که نمی‎توانم بدون قلم و کاغذ زندگی کنم

حال با جوهری از خون خود در قدم‎گاه آشتی شعر صلح می‎نویسم.

         ای میهن عزیزم.

                

                                 تاج الدین حسنی

                                26/2/ 1385 ـ قم

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 19:9  توسط پیک عدالت  |